X
تبلیغات
شاعران ايراني!!! - نقدی بر دفتر تبسم شرقی (زکریا اخلاقی)

بسم الله الرحمن الرحیم

مجموعه تبسم های شرقی اثر شاعر ارجمند و خوش قریحه جناب حجت الاسلام والمسلمین زکریا اخلاقی بهانه خوبی است برای مرور یکی از صفحات شعر دهه هفتاد که در چند سطر به تماشا می نشینیم .

اهالی ادب و فرهنگ زکریا اخلاقی را با متانت شعر و قوافی بدیع و مستحکم می شناسند اما نیم نگاهی به دفتر شعر او تنوع قابل توجهی را در عین اختصار نشان می دهد . از حیث مضمونی شعر اخلاقی در حوزه حماسه و دفاع مقدس ، شهادت ، سوگ سرود عالمان ، توصیف بهار و در نهایت پرداختن به نوعی تجربه های معرفتی به پراکندگی سروده شده است .

در میان این موضوعات شعرهایی که به ستایش عالمان دین اختصاص یافته و در عداد سوگ سروده ها محسوب می شود از انگیزش های شاعرانه عمیق تری برخوردارتر است . در این میان شعر اسمانی تر با مطلع

«مثل گل بدرقه کردیم تنی تنها را و سپردیم به خاک ان همه خوبی ها را»

و نیز شعر بی جمال تو با مقطع کاش پیش از شب اندوه سفر می کردیم تا نبودیم در این خانه غزل خوان بی تو جانسوز تر به نظر می رسند اگر چه اخلاقی بر بسیاری از این اشعار یادداشتی نگذاشته است اما هفت غزل از مجموعه سی غزل این دفتر به صراحت به این موضوع اختصاص یافته است .

موضوع جنگ و شهیدان با اشعاری که بیشتر در نیمه اول دهه هفتاد سروده شده اند با ابیاتی همچون «زیر شمشیر شهادت سحر انسان رفتی که نرفتند از این دایره زیباتر از این

شاهبازا سفر عرش تو خوش باد برو نرود کز سوی ان کنگره زیباتر از این »

و « اسمانی شده اوازه پیروزی ما عشق گل کرده در ایینه نوروزی ما »

و « دوش یاران خبر از سوختنش اوردند صبح خاکستر خونین تنش اوردند »

و « ز باغ حادثه بوی شهادت امد باز»

و . . .

هفت غزل از بسامد مشابهی برخوردار است . در میان انها شعر «بوی سیب» با مطلع:

« چون لاله شکفته صفایی عجیب داشت مثل شکوفه رایحه ای دلفریب داشت»

از یک دستی و پیرنگ بهتری بر خوردار است .

دسته سوم و متمایز اشعار این دفتر بهاریه های اخلاقی است که در عین شمرده شدن در زمره اشعار به معرفت امیخته ، خود رنگ و جلوه ای دیگر دارد . توصیف عرفانی طبیعت کاری است که شاعر زیبایی و طراوت ویژه ای از عهده ان بر می اید . اشعاری چون حشر سبز با مطلع :

« بهار امد تماشایی است حشر سبز قامتها گلستانها شده ایینه نبض قیامتها »

و غزل سجاده سبز با مطلع:

« گل ، دفتر اسرار خداوند گشوده ست صحرا ورق تازه ای از پند گشوده ست »

از جمله این دسته از اشعار محسوب می شود .

در غزل های دیگری همچون همسایه روح القدس با مطلع:

« ای بلوغ شاخه ها در اشتهای ما تصرف کن از میان سبز ها سیب تجلی را تعارف کن »

و محمل خورشید با بیت میانی:

« روح گل تازه شد از فیض مسیحایی نسیم عطر نابش از سراپرده اشراب گذشت»

نیز تا حدود زیادی ازهمین نگاه برخوردارند . هر چند مستقیما در این موضوع سروده نشده اند اما ان چه شاخصه شاعرانگی این شاعر است در ما بقی اشعار او نمود بیشتری دارد . اخلاقی را باید شاعر عرفان سروده های مشحون از سیر های افاقی و انفسی دانست . تجربه های عمیق معرفتی و برخورداری از اخلاق ژرف برخواسته از معرفت عمیق در ایینه شعر او به خوبی پیدا است .

واژگان و ترکیباتی همچون «سیب تجلی» ،« قصه های مشرقی» ، «غمزه اشراقی» ، «نسیم صلوات» ، «مشرق روحانی ایمان» ، «تفسیر لطیف» ، «اسب تجلی» ،« سفره سبز تجلی» ، «همسایه تجرد» ، «چشمه تجرید» ، «پنجره شرقی» ، «نور اشراق» ،« نبض فلق» ،« بلندای بلورین فلق» ، «براق شفق» ، «حکمت مشرقی» ،« سیرسکوت» و . . . به خوبی این سمت گیری شاعرانه را نشان می دهد . اما رنگ این سیر و عرفان شباهتی انکار ناپذیر به نگاه سهراب سپهری و در میان شاعران پر اوازه این دوره شباهت به نگاه مرحوم سلمان هراتی را به گونه ای دیگر نشان می دهد . که متاسفانه چندان نیز تداوم و ژرفا نیافته و به زودی به دلیل پرهیز شاعر از تجربه های مخاطره امیز جدید که ممکن بود پیکان های نقد را به سوی او متوجه سازد به افول و خاموشی گراییده است .

اصولا شاعر زبان اختصاصی و شیوه بیان ویژه ای به چنگ اورده که مانند تیغ دو لبه از یک سو او را به زودی متمایز ساخته و از سوی دیگر در چارچوب نه چندان فراخ خود به دام انداخته است . هر چند شیوه او توسط برخی از شاعران پس از او مورد تقلید قرار گرفته ، اما هرگز به طرزی متمایز و پویا بدل نگردیده است

پاورقی : دومجموعه آقای محمد جبرئیلی در این میان شباهت واضح تری دارند

از اینها که بگذریم یکی از رموز موفقیت شاعر در ارائه موسیقی دلنشین و قافیه بدیع ، سهل گیری در مضمون پردازی است ، بسیاری از قوافی که او توانسته است از عهده انها به خوبی براید در حقیقت حتی در سطح بیت دارای گسستگی و کم رنگی مضمون است مثلا

« به اغوش پری های بهاری باز می گردد گل سرخ از سلوک ساقه سبز کرامت ها »

«ما پر از بوی خوش سیب پر از چاووشیم وز چمن های مجاور نفحاتی داریم »

به علاوه شاعر حتی در شعر های اخیرش از برخی ضعف های زبانی رنج می برد . به عنوان مثال به موارد زیر می توان توجه کرد :

1-ای اشارت های نرگس باز هم ما را تصرف کن ( شاید در ما )

2 – اندکی با ما نشین پیش صفای ما توقف کن ( شاید بنشین )

3 – خرقه پوشان به وجود تو مباهات کنند (شاید می کنم )

4 – بعد از این حکمتیان نیز به سر فصل حیات (شاید اهل حکت )

5 – که خط سیر تو مراعات کنم ( شاید تو را )

6 – حال پروانه ز کار نگهش شیدا بود ( شاید پروانه از کار نگاهش )

7 – من چه گویم که چسان ایینه روز گرفت ( شاید چه بگویم که چگونه )

8- رشته خون که دوش از سوزن خرمن گذشت ( شاید دیشب )

9-که رو سوی افق اورد و بگذشت از ظلامت ها ( شاید گذشت از ظلامت ها ! )

10 – ای دلیران ره عشق دلیرانه به پیش که در این ره علم حادثه بر دوش شماست ( شاید راه )

11- سوی این بادیه با مشعل تکبیر شوید که در این ره به کمین دشمن مغشوش (!) شماست (شاید بروید )

12-آفتابا دمی از ابر برون آ که بود ( ای افتاب بیرون آی که هست )

13-بر کدامین لب مگر انا الیه الرجعون شد (شاید کدام . . . رفت )

14-کس نداند که چه بر بلبل مشتاق گذشت (شاید کسی نمی داند )

موسیقی یک دست شعر که از ویژگی های بارز این دفتر است نیز در برخی موارد با سهل گیری شاعر لطمه غیر قابل گذشتی دیده است .

«شد شفا بخش دل و دیه صاحب نظران ان اشارات لطیفی که در المیزان بود »

در برخی از موارد نیز تطبیق در ارکان جمله مورد مسامحه قرار گرفته است .

«حال پروانه زکار نگهش شیدا بود» ( حال شیدا بود )

«که می گویند او را دست جالینوس در دست است» (شاید دست جالینوس در آستین است )

هر چندمصراع با شکل حاضر نیز تاب معنایی را که همراهی باشد دارد اما چندان رساننده مفهوم حذاقت که مقصود شاعر است نمی تواند داشته باشد .

دربیت دیگری ازهمین غزل شاعر میگوید : تجلی های دور از دست آن طاووس در دست است ؟!

در پایان اگر چه از پیش دانسته ایم که انگشت بر شعر شاعری ماندگار همانند زکریا اخلاقی که در گشودن این راه پر فراز ونشیب نقش خویش را به هنگام و با شیوه ای شایسته تامل و درنگ ایفا نموده است دشوار و دربایست قلمی ناتوان چون خامه حقیر نیست اما در مقام نقد یکسره به تمجید و تحسین پرداختن نیز درمذاق اهل اذب خوش نمی نماید .امید انکه انچه صادقانه و دوستانه تقدیم شد در اینده پر بار و قابل تاسی این شاعر ارزشمند و مخاطبان نکته سنج شایسته اغماض و احیانا بهره مندی محسوب گردد . و من الله التوفیق 28 /02/1290 لیله کوهی قم

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اردیبهشت 1390ساعت 14:20  توسط حسن زاده ليله كوهي  |